دانلود مطلب
حجم فایل : 174 کیلو بایت

مقدمه
آموزش از موضوعاتی است که همیشه مورد توجه بشر بوده است، انسان در هر موقعیتی درصدد است تا با فراگیري دانش و مهارتهاي جدید بتواند در شرایط مختلف نیازهاي خود را برآورده سازد ، هر موقعیتی که تجربه می کند نیازهاي جدیدي را در مقابل خود میبیند و چه بسا یادگیري مهارتهاي خاص حیات او را تضمین نماید.
از دست دادن سلامتی و احیاناً بستري شدن در بیمارستان یکی از موقعیت هایی است که نیاز به یادگیري را دو چندان می نماید. به عبارت دیگر بیماري، فرصتی براي آموزش و یادگیري فراهم مینماید و در همین راستا مفهوم آموزش به بیماردر هنگام بیماري و بستري شدن در بیمارستان شکل گرفته است.
آموزش به بیمار یکی از ابعاد مهم مراقبتهاي پرستاري و از نقش هاي کلی پرستاران در ارائه خدمات بهداشتی ودرمانی به شمار میرود.
مطالعات نشان داده است که پرستاران نقش ارزنده اي در آموزش به بیماران دارند . این بخش جز مهمی از وظایف مستقل آنان محسوب میشود. زیرا پرستاران دسترسی بیشتري به بیمار و خانواده وي دارند و زمان بسیاري را صرف مراقبت از بیمار می کنند و در نتیجه فرصت هاي مکرري براي آموزش فراهم می شود.
پرستار در نقش آموزش دهنده به بیمار و خانواده وي کمک می کند تا توانایی آنان در مراقبت از خود افزایش یابد و در نتیجه سلامتی ارتقاء یافته و از بیماري ها پیشگیري شود.
عوامل متعددي ضرورت آموزش را نمایان می سازد که یکی از مهم ترین آنها اهمیت سلامتی نسبت به درمان در قرن کنونی است، بنابراین افراد نیازمند کسب دانش و تغییر نگرش در زمینه سلامتی هستند. اقامت کوتاهتر در بیمارستان ، خروج زودتر از تخت، آمادگی براي گذراندن دوره نقاهت در منزل، افزایش بیماري هاي مزمن ، افزایش ناتوانی و معلولیت ها از عواملی هستند که نقش آموزش را مهم می سازند.


تعریف آموزش به بیمار:
آموزش به بیمار فرآیندي است که فرصت هاي یادگیري را براي بیمار و خانواده وي در زمینه بیماري ، درمان ، مکانیسمهاي سازگاري و افزایش مهارت ها فراهم می کند.
از نظر باستابل ( 2003 ) آموزش به بیمار فرایند کمک به افراد است که رفتارهاي مربوط به سلامتی را از نظر دانش ، مهارت، نگرش و ارزشها بیاموزند به طوري که این رفتارها را در زندگی روزانه شان به کار برند.
فرهنگستان پزشکان خانواده آمریکا، آموزش به بیمار را فرآیند تاثیرگذاري بر رفتار بیمار و ایجاد تغییر در دانش ،نگرش و مهارتها که براي حفظ و ارتقاء سلامتی ضروري است، معرفی می کند.
آموزش به بیمار فرایندي است هدفمند، سیستماتیک، منظم و طراحی شده که به موجب آن یادگیري اتفاق می افتد و به دنبال آن در آگاهی، نگرش و مهارت بیمار تغییر ایجاد می شود و صلاحیت و توانایی او در مراقبت از خود افزایش یافته و فعالیت هایی را انجام میدهد که به سطح سلامت و رفاه وي می افزایند و از بروز در عوارض بالقوه پیشگیري می کند. آموزش به بیمار در برگیرنده تمام فعالیت هاي آموزشی مربوط به بیماري شامل آموزشهاي درمانی، بهداشتي و ارتقاي سلامت بالینی است که براي کمک به بیمار به منظور تصمیمگیري آگاهانه در مورد بیماري خود و کسب مهارت خود مراقبتی صورت میگیرد.

اهداف آموزش به بیمار
- حفظ و ارتقاء سلامتی و پیشگیري از بیماري
- بازگشت به سلامتی
- سازگاري با اختلال در عملکرد


مزایاي آموزش به بیمار
    افزایش رضایتمندي بیماران
    کاهش اضطراب بیمار
    کاهش دوره بستري
    افزایش نتایج درمان با پایبندي بیشتر بیماران به اقدامات مراقبتی
    کاهش هزینه هاي درمانی و بهداشتی
    اطمینان از تداوم مراقبت ها
    بهبود کیفیت زندگی بیمار
    کاهش بروز عوارض بیماري
    افزایش توانمندي و مشارکت در برنامه هاي درمانی و مراقبتی
    افزایش استقلال بیمار در فعالیت هاي روزمره
    تکمیل برنامه هاي درمانی
    کاهش پذیرش مجدد بیماران
    در نهایت توانمندسازي جامعه.

لزوم آموزش به بیمار

پیشرفت هاي پزشکی و افزایش تکنولوژي موجب شده تا اکثر افرادي که در سنین پایین دچار معلولیت و یا بیماريهاي مزمن می شوند، زنده بمانند. بنابراین آنان براي فایق آمدن بر مشکلات و سازش با شرایط ایجاد شده و پیشگیري از بروز مشکلات جدید نیازمند کمک و آموزش هستند.
با توجه به روند صعودي جمعیت افراد پیر و بروز بیشتر بیماري هاي مزمن در این سنین و رخداد چندین مشکل در یک زمان به همراه تغییرات طبیعی حاصل از پیري به شدت مشکلات می افزاید بنابراین از طریق ارائه آموزش میتوان به افراد پیر و خانواده وي کمک کرد تا مشکلات را درك و تدابیر لازم را به کار ببرند و به حداکثر سطح سلامت و استقلال دست یافته و رفاه و سلامتی شان تامین شود.
با شناخت هر چه بیشتر نقش پیشگیري در کاهش بیماري هاي مزمن و ناتوانی ها ، تلاشهاي آموزش به بیمار در جهت کمک به بیماران براي کاهش بروز بیماري و عوارض آن و کاهش صدمات ناتوان کننده باید افزایش یابد.
برنامه ریزي جهت ترخیص زودتر بیماران از بیمارستان، مسئولیت آنها را در مراقبت از خود در منزل افزایش می دهد. بنابراین جهت دستیابی بیمار و خانواده به دانش و مهارت لازم براي این سطح از مراقبت ، آموزش به بیمار ضروري است. آگاهی بیماران در مورد وضعیت، نحوه مراقبت و درمان، دیگر شکل زینتی ندارد بلکه امري عادي است و به این علت بیماران حق دارند که آگاهی داشته باشند و در تصمیم گیري مربوط به سلامتی خود مشارکت نمایند . بنابراین آموزش به بیمار در خدمات بستري وسرپایی ضرورت دارد.

نقش پرستار در آموزش و یادگیري
مددجویان و خانواده ها غالباً از پرستاران اطلاعات بهداشتی را طلب می کنند. اگر این اطلاعات در اختیارشان گذارده نشود، ممکن است نیاز به آموزش روشن نگردد. پرستار باید تلاش کند نیازهاي آموزشی مددجو در مورد شرایط جسمی و برنامه هاي درمانی خود را پیش بینی نماید. پرستار باید اطلاعاتی را ارائه دهد که مددجو و خانواده نیاز دارند و احتمالا مورد استفاده قرار خواهند داد. براي این که پرستار آموزش دهنده موثري باشد باید مددجو را تحت آموزش قرار دهد نه اینکه فقط حقایق را بگوید و بگذرد. پرستار باید با دقت آنچه را که مددجو نیاز دارد بشناسد و زمانی را که براي آموزش این امر مناسب است تعیین نماید.
زمانی که پرستاران به آموزش مددجو ارزش می گذارند و قادر به اجراي آن هستند، مددجویانی آمادگی بیشتري براي پذیرش مسئولیت هاي بهداشتی کسب میکنند.



حیطه هاي یادگیري
یادگیري در سه حیطه انجام می گیرد:
1- حیطه شناختی( دانش)
2-  حیطه عاطفي(  انگیزشی )
3- حیطه روانی – حرکتی ( مهارت هاي عملی )
هر موضوعی که باید آموخته شود ممکن است شامل تمام حیطه ها یا فقط مربوط به یک حیطه باشد.
قبل از پرداختن به جزئیات مربوط به این طبقه بندي ذکر این نکته ضروري است که سه حیطه مستقل از یکدیگر نبوده و با یکدیگر مرزهاي مشترك دارند.
حیطه شناختی:
یادگیري در این حیطه مربوط به مواردي میشود که محتواي مربوط به آنها کلاً جنبه تئوري داشته و دستیابی به آنها فعالیت هاي ذهنی و عقلانی قابل توجهی را ایجاب می کند. در این حیطه سطح مختلفی از یادگیري قرار دارد که از ساده به پیچیده سازمان یافته اند. این سطوح به ترتیب عبارتند از:
1-     آگاهی ( دانش )
یادگیري در حد آگاهی مستلزم توانایی به خاطر سپردن مطالب و به یاد آوردن آنها است بدون هرگونه تغییر  مدرس و یادگیرنده به جنبه هاي دیگر چون کاربرد اطلاعات در موقعیت هاي جدید توجه ندارند و تنها انتظار می رود یادگیرنده قادر به پاسخ ساده اي از مطالب کسب شده قبلی باشد.
2-     ادراك ( فهمیدن)
یادگیري در حد ادراك مستلزم به خاطر سپردن و درك مطالب و ارائه آنها با عبارت و جملاتی می شود که شخص خودش بسازد. توانایی ذهنی یاد گیرنده آنست که بتواند به سوالات توسط تفسیر تعبیر ، خلاصه کردن پاسخ دهد و نشانه آنست که مطالب را یادگیرنده تنها حفظ ننموده بلکه آنرا درك کرده است.


3-    کاربرد(بکار بستن)
یادگیري در حد کاربردي مستلزم توانایی به کار بستن مفاهیم کلی، اصول، قوانین و روش ها در موقعیت هاي جدید می باشد. فعالیت ذهنی مورد نیاز در این سطح توانایی حل مسئله در موقعیت جدید یا حداقل شناخت می باشد.
4-    تجزیه و تحلیل
در این سطح یادگیرنده به اجزاي تشکیل دهنده آموخته ها پی می برد و به دنبال چراها و دلایل آنست و ارتباط و ساخت و سازمان کلی مطالب را درك می نماید. فعالیت شناختی در این سطح مستلزم کشف دلایل پدیده هاست.
5-    ترکیب
یاد گیرنده در این سطح دانستنی هایش را به یکدیگر ارتباط داده و یک مفهوم و طرح جدید و یا فرضیه ابداع می کند. عملکرد شناختی مورد نیاز در این سطح توانایی آفرینندگی و خلاقیت است.
6-     ارزشیابی
 این سطح یالاترین سطح حیطه شناختی است. یادگیرنده با کمک اطلاعات کسب شده به قضاوت و داوري درمورد روش، بیانات، نوشته و گزاین و. .. می پردازد. قضاوت کردن فعالیت شناختی این سطح است.
حیطه عاطفی
یادگیري در حیطه عاطفی با ایجاد و یا تغییر نگرش، طرز فکر، طرز تلقی و یا ارزش ها  ارتباط دارد.
سطوح حیطه عاطفی عبارتند از:
1-     توجه و دریافت
در این سطح یادگیرنده از وجود یک پدیده یا موضوع خاص آگاه شده و به آن توجه نشان می دهد.
2-    پاسخ دادن
در این سطح یاد گیرنده علاوه بر آگاهی از وجود یک پدیده و توجه به آن با طرز رفتار خود عملاً و به طور واضح و فعالانه عکس العمل نشان میدهد.
3-     ارزش گذاري
در این سطح رفتار یادگیرنده بر اساس ارزش پذیرفته شده شکل می گیرد و تثبیت می یابد و بر اساس آن عمل مینماید.
4-     سازماندهی ارزشها
یاد گیرنده پس از پذیرش درونی ارزش آنرا با ارزش هاي پیشین تطبیق داده یا سازمان میدهد و جهت ارزشی که بیشتر مورد قبول وي است اولویت بندي میکند و این پدیده در نظام ارزشی وي شکل میگیرد.
5-     تبلور شخصیت
در این سطح ارزش یا مجموعه سازمان یافته ارزش ها در اختیار یادگیرنده انعکاس دائم می یابد و در شخصیت یادگیرنده تبلور می یابد و تمام جهات رفتار وي را کنترل می نماید.
حیطه روانی – حرکتی
آموزش مهارت ها در این حیطه قرار می گیرد که سطوح آن عبارتند از:
1-    آمادگی و تقلید
در این سطح یادگیرنده طبق الگوي در حال اجرا یک مهارت را تقلید می کند.
2-     اجراي مستقل ( اجراي عمل بدون کمک )
یاد گیرنده بر اساس دستورالعمل آموخته بدون کمک یا راهنمایی به اجراي مهارتی می پردازد.
3-     سرعت و دقت
در این سطح یادگیرنده با سرعت و دقت توانایی اجراي مهارت را دارد و بدون خطا مهارت را انجام میدهد.
4-     هماهنگی حرکات
در این سطح با هماهنگی یک رشته اعمالی را با رعایت ترتیب آن با مهارت و استادانه به طور همزمان و یا متوالی اجرا می نماید.
5-     عادي شدن
بالاترین سطح این حیطه است و یادگیرنده اعمال را به طور اتوماتیک و خود به خود و با هماهنگی و تسلط کافی اجرا می کند.

اصول پایه یادگیري

پرستار براي اینکه بتواند به طور موثر و کار آمد آموزش دهد باید شیوهاي یادگیري افراد را درك کند.
یادگیري به سه عامل بستگی دارد: انگیزه – توانایی یادگیري – محیط آموزشی.
انگیزه
انگیزه تمایل شخص براي یادگیري است انگیزه یک احساس درونی است که شخص را مجبور به عمل می کند .چنانچه شخص نخواهد یاد بگیرد، احتمالاً یادگیري صورت نخواهد گرفت.آگاهی از اعتقادات بهداشتی مددجو در تعیین عواملی که محرك یادگیري هستند کمک خواهد کرد . بدین ترتیب پرستار باید در تنظیم برنامه آموزش به عقاید و اعتقادات توجه کند که محرك فرد در یادگیري بوده و عامل ایجاد
انگیزه می باشند. براي تسهیل آموزش، عامل انگیزه باید براي ماه ها بعد از شروع برنامه آموزشی تاکید و تشویق شود.
عوامل مختلفی مانند وضعیت روحی، مرحله سازش با بیماري، بلوغ روحی، تجارب زندگی، اهداف مورد نظر بیمار و خانواده، عقاید بهداشتی، عقاید دینی، پیشینه اجتماعی – فرهنگی، عزت نفس، وضعیت اقتصادي – اجتماعی و سیستمهاي حمایتی بر آمادگی بیمار براي یادگیري موثرند. وضعیت روحی بیمار در فرایند یادگیري تاثیر می گذارد، به طوري که واکنش هاي روحی خفیف مانند اضطراب خفیف با افزایش توجه بیمار، آمادگی وي را براي یادگیري و درك افزایش میدهد و می تواند یادگیري را تسریع کند. اضطراب بیش از حد، عصبانیت و ترس و عدم اعتماد مواردي هستند که می تواند در یادگیري اختلال ایجاد کنند .
تمایل براي یادگیري زمانی شروع میشود که بیمار بین دانسته ها و آنچه که باید بداند فاصله اي را احساس کند.
گاهی فقدان انگیزش به علت اشکال در سازگاري با بیماري است. براي مددجویان قبول از دست دادن سلامتی به طور موقت یا دائمی دشوار است. فرایند غم و اندوه به مددجو فرصت میدهد که از نظر روانی خود را با مشکلات جسمی و عاطفی بیماري تطبیق دهد.
آمادگی براي یادگیري به طور قابل توجهی به مرحله غم و اندوه مربوط است. وقتی مددجو از قبول بیماري ناتوان است یا تمایل ندارد آنرا بپذیرد، نمی تواند مطلبی را بیاموزد. البته آموزش زمانبندي شده می تواند موجب تسهیل در امر تطبیق با بیماري یا نا توانی شود.

توانایی یادگیري
توانایی رشد و تکامل
رشد شناختی بر قدرت یادگیري تاثیر دارد. پرستار می تواند یک آموزگار با صلاحیت باشد، اما اگر تواناییهاي ذهنی مددجو در نظر گرفته نشود، آموزش موفق نخواهد بود. براي مثال گاهی اوقات در آموزش ، پرستار از کتابچه ها و بروشور هایی استفاده می کند که بعداً مشخص می شود مددجو نمی تواند آنها را بخواند. پرستار باید سطح دانش و مهارت هاي مددجو را بیش از شروع برنامه آموزشی بداند . قبل از اینکه فردي بتواند اطلاعات جدیدي را فرا بگیرد، سطح معینی از رشد و تکامل شناختی ضرورت دارد. زمانی که اطلاعات جدید دانش فعلی را تکمیل می کند، یادگیري سریع تر صورت می گیرد.
-گروه سنی
سن بازتاب توانایی یادگیري و رفتارهاي یادگیري است که می توان آن را کسب نمود. بدون رشد صحیح اجتماعی –شخصی، زبانی، حرکتی و زیست شناسی بسیاري از انواع یادگیري صورت نمی گیرد.

- توانایی جسمی
توانایی یادگیري غالباً به سطح رشد جسمی و سلامت جسمی فرد بستگی دارد. براي یادگیري مهارت هاي روانی –حرکتی مددجو باید داراي سطح لازمی از نیرو، هماهنگی و قدرت جسمی باشد . براي مثال ، آموزش مددجو براي انتقال از بستر به صندلی چرخدار چنانچه قسمت فوقانی بدن مددجو نیروي کاري نداشته باشد، کار بیهوده اي است. هر شرایطی که انرژي شخص را کم کند بر توانایی یادگیري صدمه می زند، مددجویی که صبح تحت معاینات جدي تشخیص قرار می گیرد، احتمالاً قادر به شرکت در یادگیري و بحث هاي مربوطه نخواهد بود
زمانی که یک بیماري با ظهور عوارضی مثل تب بالا یا مشکلات تنفس بدتر شود، آموزش باید به تعویق افتد و زمانی که مددجو فعالانه در یادگیري شرکت می کند، پرستار احساس موفقیت بیشتري در آموزش دارد.
محیط یادگیري
عوامل محیطی که آموزش در آنجا صورت می گیرد آن را به صورت تجربه اي مطلوب یا مشکل در می آورند. پرستار باید محیطی را انتخاب کند که به مددجو کمک نماید تا بتواند بر یادگیري تمرکز داشته باشد . محیط مناسب براي آموزش، محیطی است که داراي تهویه مطبوع، نور، درجه حرارت و مبلمان مناسب باشد، یک اتاق تاریک در توانایی مددجو جهت مشاهده اعمال پرستار اختلال ایجاد می کند. خصوصاً وقتی که پرستار مشغول انجام یک مهارت است یا از رسانه هاي دیداري مانند پوستر یا جزوات استفاده می کند. انتخاب محیطی آرام جهت حفظ خلوت مددجو و عدم قطع صحبت وي حائز اهمیت است، چنانچه مددجو مایل باشد، اعضاء خانواده می توانند در بحث شرکت کنند.


فرآیند آموزش به بیمار

-    بررسی
-    شناسایی نیازهاي یادگیري
پرستار و مددجو اطلاعات لازم براي یادگیري مددجو ( محتواي آموزش) را مشخص می کنند . سوالاتی مانند دانستن چه مطلبی براي شما حائز اهمیت است تا بتوانید به طور کافی از خودتان مراقبت نمائید امکان شرکت فعال در برنامه ریزي طرح مراقبت از خود را می دهد. نیازهاي یادگیري بر اساس اینکه مددجو در فرایند بهبودي کجاست، تغییر می کند. بدین ترتیب ارزیابی یک فعالیت مداوم است . بررسی نیازهاي یادگیري ازطریق مشاهده مستقیم وضعیت جسمی، رفتاري و یا پیش بینی نیاز ها طی طرح درمان نیز میسر است . در انتهاي بررسی پرستاري و طی ارتباط متقابل با بیمار مراقبت دهنده می تواند نیازهاي آموزشی بیمار را بررسی نماید.
-    بررسی انگیزه جهت یادگیري
پرستار میتواند با طرح سوالاتی انگیزه مددجو را تعیین نماید . این سوالات به تعیین آمادگی و تمایل مددجو به یادگیري کمک میکند. آنها شامل سوالاتی از مددجو در مورد رفتارهاي یادگیري ، اعتقادات مربوط به سلامتی ، نگرش در مورد ارائه دهندگان مراقبت هاي بهداشتی و اطلاعاتی که باید آموخت ، علایم جسمی که در یادگیري دخالت می كنند زمینه فرهنگی- اجتماعی و سبک یادگیري ارجح میباشند. اگر زمان آموزش و آمادگی بیمار هماهنگ باشند یادگیري موثر تر خواهد بود.
-    محیط آموزشی
-    توانایی یادگیري
-    محیط آموزشی
محیط براي جلسه آموزش باید محرك یادگیري باشد، پرستار باید عو امل انحراف فکر ، سر و صدا سطح ر احتی مددجو، در دسترس بودن اتاق و تجهیزات را ارزیابی نماید، محیط بر میزان و نحوه ارائه اطلاعات تاثیر میگذارد . به نحوي که فقدان خلوت بیمار، محیط خیلی سرد یا خیلی گرم به واسطه ایجاد ناراحتی می تواند در بررسی تاثیر گذارد.
-    منابع یادگیري
برنامه ریزي
بعد از تعیین تشخیص هاي پرستاري که نیازهاي آموزش مددجو را مشخص می کند، پرستار برنامه آموزشی تدوین می کند که حاوي اهداف و نتایج مورد انتظار است و مددجو نیز در انتخاب تجربه هاي آموزشی شرکت دارد . طرح آموزش بر اساس نیازهاي یادگیري شناسایی شده، تدوین می گردد. یک طرح آموزشی شامل نتایج یا اهداف یادگیري، سرفصل هاي محتوي آموزشی، روش و ابزارهاي آموزشی و پیش بینی ارزشیابی موثر آموزش می باشد.
روش هاي آموزشی
روش هاي آموزشی، شیوه یا راه هایی هستند که آموزش دهنده براي ارائه محتواي آموزشی از آنها استفاده می نماید .باید در هر حیطه بهترین روش آموزش تعیین گردد.  آموزش به طروق مختلفی ارائه می شود و شیوه مناسب بر اساس محتواي مطلب و الگوي یادگیري بیمار انتخاب میشود.
براي پرستاران انتخاب موثرترین راهکار آموزش مهم است، سادگی و قابل فهم بودن مطالب کلید رسیدن به موفقیت است.
اجرا
در این مرحله برنامه هائي که با مشارکت بیمار و خانواده تدوین و برنامه ریزي شده است اجرا میشود. اجراي طرح آموزش شامل استفاده از تمام اصول آموزش و یادگیري  مانند توجه به آمادگی و توانایی بیمار، زمان مناسب، سهیم کردن بیمار و خانواده او، روش مناسب با توجه به حیطه یادگیري، وسایل کمک آموزشی سازماندهی موضوعات آموزشی، تکلم با زبان قابل فهم براي بیمار، استفاده از اصول یادگیري مانند اصول تکرار و تقویت، توجه به محیط یادگیري و دریافت بازخوردهاي بیمار ، انتخاب محتواي مناسب و اولویت بندي زمان ارائه آن می باشد.
هنگام اجراي آموزش پرستار باید اصولی را در نظر داشته باشد. انتخاب یک محیط آرام مهم است. ایستگاه پرستاري به دلیل وجود سر و صدا، رفت و آمدهاي مکرر محل خوبی براي اجر اي آموزش نمی باشد . در بیمارستان با گذاشتن پاراوان و یا بردن بیمار به یک محیط خلوت میتوان راحتی و آرامش بیمار را فراهم کرد . زمان آموزش به تمایل و وضعیت بیمار بستگی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. سرعت ارائه مطالب در یادگیري تاثیر دارد. آموزش با سرعت زیاد موجب گیجی میشود از طرفی سرعت کم نیز خسته کننده است . زمان آموزش باید محدود باشد ، هر جلسه
آموزش 15 دقیقه و یا کمتر طول می انجامد. تکرار مطالب مهم، سوال کردن موجب تقویت یادگیري میشود.
ثبت آموزش به مددجو
چون آموزش مددجو غالباً به صورت غیر رسمی بین پرستار و مددجو صورت می گیرد ( براي مثال، هنگام دارو دادن ) ثبت مداوم محتواي آموزش مددجو مشکل است.  غالباً پرستاران فراموش می کنند تا وقتی را به یادداشت اطلاعات آموزش داده شده اختصاص دهند.
ارزشیابی
آموزش مددجو کامل نخواهد شد مگر اینکه پرستار نتایج فرایند آموزشی و یادگیري را ارزیابی کند.
آیا مددجو آنچه را که لازم بود آموخته است ؟ پرستار با مشاهده عملکرد مددجو موفقیت را ارزشیابی میکند.
موانع آموزش به بیمار
چنانچه مطالعات نیز نشان میدهد در کشور ما برنامه آموزش به بیمار از و ضعیت مطلوب برخوردار نمی باشد و از شواهد و قرائن چنین بر می آید که آموزش بیمار یا اجرا نمی شود و یا اینکه بسیار ناقص و نامنظم اجرا می گردد و به نظر می رسد که در اجراي آموزش بیمار موانع و مشکلات فراوانی براي پرستاران وجود دارد. نتایج مطالعات مختلف نشان میدهد کمبود وقت، کمبود پرسنل، منابع ناکافی و محیط نامناسب فقدان دانش و آگاهی پرستار و اهمیت ندادن به این وظیفه از موانع آموزش محسوب میشوند. در این میان عدم اعتقاد پرستار به نقش آموزشی خود مهم ترین عامل بازدارنده به شمار می رود.
فقدان انگیزه پرستار یکی از مهم ترین عوامل بازدارنده در آموزش به شمار می رود.
آموزش به بیمار داراي چهارجزء اصلی:
    تجارب علمی و عملی و اموخته هاي بیماران
    آگاهی و مهارت هاي پرستاران
    راه کارهاي آموزشی
می باشد که دو جزء آن به پرستار و آگاهی و مهارت و دانش علمی و تجربی او مربوط میشود. بنابراین نمی توان نقش پرستار را د رآموزش نادیده گرفت.
موانع آموزش:
•    عدم آگاهی پرستار از روش ها و فنون آموزش
•    کوتاه بودن مدت بستري بیماران در بخش
•    عدم وجود محیط و وسایل آموزشی مناسب در بیمارستان
•    عدم آگاهی پرستار نسبت به مطالب آموزشی مورد نیاز
•    عدم وجود انگیزه یادگیري و بی توجهی بیمار به مسئله آموزش
•    عدم وجود اعتماد به نفس و اعتقاد به نقش آموزشی پرستار
•    عدم توجه و حمایت مسئولین و مدیران در قبال مساله آموزش بیمار






راهکارهاي پیشنهادي جهت اجراي طرح آموزش به بیمار
1-     توسعه خط مشی
الف-  توسعه اهداف و بیان فلسفه خدمات آموزش به بیمار
ب - تثبیت خط مشی مناسب و روشهایی بر اساس استاندارهاي قانونی و حسابرسی کیفی در جهت خدمات آموزشی به بیمار
2-     مدیریت
الف – ایجاد بخش خدمات مدیریتی جهت آموزش به بیمار
ب – تدارك منابع مالی جهت خدمات آموزش به بیمار( تخصیص بودجه)
ج – فراهم کردن ابزارهاي آموزش جهت کیفیت بالاتر آموزش به بیمار
3-    هماهنگی: ایجاد هماهنگی در خدمات آموزشی به بیمار
4-    مشاوره:  فراهم کردن مشاوره و راهنمایی جهت افراد گروه ها جهت رسیدن به اهداف آموزش به بیمار از متخصصین آموزش
5-     تربیت و آموزش مداوم
الف - بررسی نیازهاي آموزشی مسوولین آموزش به بیمار (پرستاران)
ب – رفع موانع موجود
6-     توسعه برنامه آموزش جهت جمعیت هدف (گروه هاي یاد گیرنده )
الف - شناسایی نیازهاي آموزش بیماران توسط گرد آوري اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن
ب – سازماندهی و توسعه برنامه آموزشی با کوشش متخصصین مختلف.
ج- توسعه اهداف اختصاصی، جزئی، محتوي و استراتژي اجرایی جهت هر برنامه آموزشی
د- هدایت اجرایی خدمات اموزش به بیمار
7-     ارزشیابی خدمات آموزش به بیمار
الف - طراحی و مدیریت ارزشیابی و بازبینی برنامه ها و فعالیت هاي آموزشی به بیمار
ب – حمایت از توسعه حسابرسی جهت کیفیت خدمات آموزشی به بیمار
8-     فراهم کردن دانش و مهارت هاي عمومی: به صورت کلامی  -نوشتاري، گروه کاري و همکاري مشترك.
نکات کلیدي بحث:
آموزش به بیمار فرایندي است هدفمند، سیستماتیک، منظم و طراحی شده که به موجب آن یادگیري اتفاق می افتد و به دنبال آن در آگاهی، نگرش و مهارت بیمار تغییر ایجاد می شود و صلاحیت و توانایی او در مراقبت از خود افزایش یافته و فعالیت هایی را انجام می دهد که به سطح سلامت و رفاه وي می افزایند و از بروز در عوارض بالقوه پیشگیري می کند. اهداف آموزش به بیمار شامل حفظ و ارتقاء سلامتی و پیشگیري از بیماري ، بازگشت به سلامتی و سازگاري با اختلال در عملکرد می باشد.
از جمله مزایاي آموزش به بیمار می توان از افزایش رضایتمندي بیماران، کاهش هزینه هاي درمانی بهداشتی، کاهش دوره بستري و بهبود کیفیت زندگی بیماران نام برد.
 براي برقراري ارتباط سه عنصر فرستنده، پیام و گیرنده ضروري است. اصول یادگیري شامل انگیزه، توانایی یادگیري و محیط آموزشی است.
فرآیند آموزش به بیمار شامل بررسی( شناسایی نیازهاي یادگیري)، تشخیص پرستاري، برنامه ریزي، اجرا و ارزشیابی است. مهمترین موانع آموزش به بیمار شامل کمبود وقت، کمبود پرسنل، منابع ناکافی ، محیط نا مناسب ، فقدان دانش و آگاهی پرستار و اهمیت ندادن به این وظیفه می باشد.

منبع: معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي